قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3461

تاريخ الفي ( فارسى )

هريك از اين مردم يك شخص فرنگ خلاص كرده پيش ما فرستى و صليب الصلبوت « 1 » نيز بازدهى ، و مبلغ صد هزار دينار نقد جهت ما بفرستى . » صلاح الدّين از جهت استخلاص مردم خود اين‌همه قبول كرده ، مال را با صليب الصلبوت حاضر ساخت و از اسيران فرنگ سىصد نفر حاضر بود . و فرنگان در روز شنبه هجدهم شهر جمادى الآخر به شهر عكّا درآمده اعلام و رايات خود را بر بالاى شهر نصب كردند . و آواز ناقوس تمام صحرا را فروگرفت . و سلطان صلاح الدّين را آن روز آن‌چنان حالتى پيش آمده بود كه اگر جمعى قليل از سپاه با او متفق مىبودند ، او به هرنحوى كه بود خود را به فرنگان مىزد . امّا چون هيچ‌كس در آن باب اطاعت او نمىكرد ، بالضروره چاره غير از صبر و تحمّل و اندوه خوردن نداشت . و چون در باب استخلاص اهالى قلعهء عكّا ، صلاح الدّين كس پيش ايشان فرستاده پيغام داد كه « اينك مبلغ مزبور با شش‌صد [ 173 الف ] نفر فرنگى با صليب الصلبوت حاضر است . » فرنگان گفتند كه « اوّلا صليب الصلبوت را زود به ما بنماييد تا ما را يقين شود . » صلاح الدّين فرمود كه از دور صليب الصلبوت را به ايشان بنمايند . چون نظر فرنگان بر وى افتاد ، همه از دور به سجده افتادند . بعد از آن‌كس فرستاده كه « شما صليب الصلبوت و زر و مردم ما را بفرستيد كه ما مردم شما را مىفرستيم . » صلاح الدّين فرمود كه « اوّل شما آن جماعت را با جماعتى از بزرگان خود پيش ما بفرستيد ، كه ما اين چيزها را بفرستيم . بعد از آنكه مردم ما بالتّمام آمدند ، ما نيز اين جماعت را مىفرستيم . » ايشان قبول نكرده گفتند كه « شما به مجرّد قول ما را معتمد دانسته آن چيزها را بفرستيد كه ما بعد از آن مردم شما را خلاص مىكنيم . » القصّه ، هيچ‌يك بر قول يكديگر اعتماد نكردند . و از اوضاع فرنگان ظاهر بود كه ايشان مكر و غدر در خاطر دارند . بنابراين ، صلاح الدّين آن بندىها را با صليب الصلبوت به جانب دمشق فرستاد و فرنگان نيز روز ديگر سه‌هزار نفر از مسلمانان را از شهر عكّا بيرون آورده در صحرا گردن زدند . و چون صلاح الدّين اين خبر شنيد ، بسيار متأثر گرديد و فرمود . . . « 2 » و از تاريخ ابن اثير جزرى چنين معلوم مىشود كه چون نوبت اوّل فرنگان بر سخن امير سيف الدّين مشطوب ملتفت نشده به امان دادن اهل شهر راضى نشدند ، وى در شهر درآمده مهما امكن در نگاه‌داشتن آن سعى نمود و مردم را دلدارى مىداد . آخر الأمر ، چون كار از آن گذشت كه با فرنگان مدافعت و مقاومت توان نمود ، بار ديگر بيرون آمده دويست‌هزار دينار زر نقد و استخلاص پانصد نفر از مشاهير ايشان كه در بند مسلمانان‌اند قبول كرد و چهارده

--> ( 1 ) . صليب صليب‌ها . ( 2 ) . دنباله مطلب نيامده است .